خونين شهر: 1- لالايي

ترجمه فارسي و متن ترانه لالايي از آقاي علي اكبر شكارچي
 
لالايي
لالا لاي لاي گل پونه
بابات رفته نگير بونه
ستاره‌ها ميگن فردا
با يه خورشيد ميا خونه
از تاريكي نمي‌ترسه
تو شب رفته پي خورشيد
برامون داره مياره
يه كوله‌بار نور اميد
اون مرغ حق رو شاخه‌ها
داره واسه تو مي‌خونه
از اون روزن نظر بنداز
توي باغچه پر از خونه
بارون بارونه قشنگه
بابات تو ميدون جنگه
واسه ما تو اي وقت‌ها
مردن كنج خونه ننگه
ببين اين لاله‌هاي ما
چه داغي توي دلاشونه
ولي با اين همه روشون
چه خندون و چه گلگونه
لالا لاي لاي گل پونه
بابات رفته نگير بونه
ستاره‌ها ميگن فردا
با يه خورشيد مياد خونه

خونين شهر: 2- صمد

ترجمه فارسي و متن ترانه صمد از آقاي علي اكبر شكارچي
 
صمد
آهاي ماهي سياه كوچيك ما
بگو جونم كجاهايي كجايي؟
يه جا آروم نمي‌گيري چه دونيم
تو جويباري يا توي چشمه‌هايي
بگو جونم كجاهايي كجايي؟
تو هيچ جا نيستي و هر جا نشونت
روون سينه به سينه‌ها كلومت
مگه تو قصه و افسانه‌هايي
بگو جونم كجاهايي كجايي؟
بگو جونم كجاهايي كجايي؟
تمام آهوها زخمي به پاشون
بِه لَب آهي و داغي تو دلاشون
نشون دادن به ما جاهاي پايت
تو دشت و سينه‌ي كوه‌ها صدايت
بگو جونم كجاهايي كجايي؟
نشونت گرفتم از ارس رود
ارس گفتش به ما تو درياهايي
به دنبالت ما هم به دريا
رو آبا كه نيستي اون ته‌هايي
بگو جونم كجاهايي كجايي؟
تو تنها بودي اون وقت‌ها چه تنها
ولي حالا شديم صدها هزارها
به سر داديم هواي انتقامت
از اون مرغ‌هاي ماهي‌خوارت و سقا
آهاي ماهي سياه كوچيك ما
بگو جونم كجاهايي كجايي؟
يه جا آروم نمي‌گيري چه دونيم
تو جويباري يا توي چشمه‌هايي
بگو جونم كجاهايي كجايي؟

خونين شهر: 3- خونين شهر

ترجمه فارسي و متن ترانه خونين شهر از آقاي علي اكبر شكارچي
 
خونين شهر
خونين شهر خونين شهر
موج آتش خونين شهر
خونين شهر
خلق ما كوه آهن
خاك ما گور دشمن
روز دشمن شام تار است
واي اگر آتشفشان توده‌ها آتش فشاند
ريشه‌ي دشمن بسوزد، از ستم نامي نماند
راه آزادي گشايد
روز شادي‌ها برآيد
همتي يار يار
كار و پيكار، كار
بر كشد در آسمان پرچم سرخ رهايي
مرغ آتش بر فراز بام ايران نغمه خواند

خونين شهر: 4- قيام

ترجمه فارسي و متن ترانه قيام از آقاي علي اكبر شكارچي
 
قيام
ز سرود خون ز خروش جان
شده چهره‌ي وطن ارغوان
مه بهمن از دل خلق ما
شر ري كشيده به هر كران
همه سينه‌ها شده لاله‌گون
همه لاله‌ها شده غرق خون
كه ستمگري همه سرنگون
شود از قيام ستم كشان
چو بهار سرخ وطن رسد
گل شادي از همه سودمند
نفس رهائي توده‌ها
به تن زمان بد چو جان
شب تيره سد صحراي وطن
همه مرد و زن شده بت شكن
ز خروش توده‌ها متحد
چو ستاره بارد از آسمان