ددر لچک ریالی: رهدم ز هوش
ترجمه فارسي و متن ترانه رهدم ز هوش از مسعود بختياري (زنده ياد بهمن علاءالدين)
شو اويم در هونتون، ولا كسي نديدم
تا كسي خبر نبو، ولا نفس بريدم
نور مَه مينه نيم دري، سايته نشون دا
مو چنو رهدم زهوش، ايگوي كه هيچ نبيدم
يادته كنار رو، گدي ايام به هونه
يادمه كه سَرُمه، نهادي سر شونه
لولت اناو سُهر، (خدا) نوفتت كوچيره
به كمند زلفلت، (خدا) عاشق اسيره
نات ايگوي تنگ بلور، قدت چي سرو سوزه
خوت بگو چطور ايبو، ز غم عاشق نميره
تا كه هد دنيا به پا، گلم مو تونه ايخوام
ز خدا ز آسمون، ديه مو هيچي نيخوام
تا كسي خبر نبو، ولا نفس بريدم
نور مَه مينه نيم دري، سايته نشون دا
مو چنو رهدم زهوش، ايگوي كه هيچ نبيدم
يادته كنار رو، گدي ايام به هونه
يادمه كه سَرُمه، نهادي سر شونه
لولت اناو سُهر، (خدا) نوفتت كوچيره
به كمند زلفلت، (خدا) عاشق اسيره
نات ايگوي تنگ بلور، قدت چي سرو سوزه
خوت بگو چطور ايبو، ز غم عاشق نميره
تا كه هد دنيا به پا، گلم مو تونه ايخوام
ز خدا ز آسمون، ديه مو هيچي نيخوام
رفتم از هوش
شب اومدم در خونه تون، والله كسي نديدم
تا كسي خبردار نشد، والله نفس بريدم
نور ماه توي پنجره، سايه ات رو نشون داد
من طوري رفتم از هوش، انگار كه هيچ نبودم
يادته كنار رودخونه، گفتي ميام به خونه
يادمه كه سرم رو، گذاشتي روي شونه
لبات عناب سرخ (1)، (اي خدا) بينيات كوچيكه
به كمند زلفهات، (اي خدا) عاشق اسيره
گردنت تو بگي (انگاري) تنگ بلور، قد تو مثل سرو سبز است
خودت بگو چطور ميشه، از غم عاشق نميره
تا كه هست دنيا به پا، گلم من تو رو ميخوام
از خدا، از آسمون، ديگه من هيچي نميخوام
تا كسي خبردار نشد، والله نفس بريدم
نور ماه توي پنجره، سايه ات رو نشون داد
من طوري رفتم از هوش، انگار كه هيچ نبودم
يادته كنار رودخونه، گفتي ميام به خونه
يادمه كه سرم رو، گذاشتي روي شونه
لبات عناب سرخ (1)، (اي خدا) بينيات كوچيكه
به كمند زلفهات، (اي خدا) عاشق اسيره
گردنت تو بگي (انگاري) تنگ بلور، قد تو مثل سرو سبز است
خودت بگو چطور ميشه، از غم عاشق نميره
تا كه هست دنيا به پا، گلم من تو رو ميخوام
از خدا، از آسمون، ديگه من هيچي نميخوام
+ نوشته شده در سه شنبه سوم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 16:42 توسط مجتبی ملائکه
|