ترجمه فارسی و متن ترانه دا از آقای پویان مختاری

وقتی خیس از بارون به خونه رسیدم
برادرم گفت: چرا با خودت چتر نبردی؟
خواهرم گفت: خب صبر می کردی تا بارون بند بیاد!
پدرم هم گفت: حالا وقتی سرما خوردی می فهمی!
اما مادرم...
همینطور که موهای منو خشک می کرد گفت:
امان از بارون بی موقع.

هر کی که بُم سی تو هیچم / «فـِـ»ـنه که بگوی، مو فیچم

بالاتر از تو نِی به والله / غصه نخور، بخند وام

ای دا.... ای دا.... / بی تو عزایه ای دا

سلامتیت اولین سین هفت سینه / صدات سی درد مو تسکینه
جور تو دی پیدا نیبو / وا تو مو دیر ایبوم از کینه

دا.... نمیری تا بمیرم / عشقه که خوشحالیته بوینم

دا.... تونی دار و ندارم / دا.... تونی باغ بهارم

نبوی اخوم نبو کل زمین / دلم اخو بوی غر بزنی

دنیا مو دامِ / که عشقس به مو مدامه
مقدسه! ری تیامه جاس / ار کفر نبو خدامه

دا.... دا قربون تیات
دا.... قربون میات.... که اسپیدن / به درک که حق کرته وس نیدن

سیچه الکی هی حرص خوری؟ / وه خدا دی مث تو نی

دا.... دردت می قلبم / سیچه وه فکر مونی تو هر دُم؟
جوونیته نهادی سر مو / پشتمی خوت چی زردکـُـه

تا وقتی بوی، مو هِیدم / سی تو جونمه مو اِیدم

پناه دل خستم خوتی / اِمیرم بوینم وابوی کتی

بالاترین مقامی / تو خینِ مِینه رگامی

دنیا مو دامِ / که عشقس به مو مدامه
مقدسه! ری تیامه جاس / ار کفر نبو خدامه

خوشحالی که باز دووره دیت / ور دی جلوس جووه بو عرقیت
نُه ماه هم خو به اشکم کشید / وظیفسه جانه بوونه ریت؟

سی تو تا صو نی خوسید / صو هم اره پی تیر توسی

حالا وجداناً حقس یونه
جا یو که بچس درکس کنه / بره وه غریبی ترکس کنه

یا که خش خار بقارنه وس / بدبخت! جا او دووَرا وه دات برس

وریس بنم خوته جم کُو / عسلویه پره کره چن تو

بدون قدر دات و بَووته / بدون قدر بَووت و داتِ
مادر
هر کی که باشم برای تو هیچ هستم / «پ» رو که بگی برای تو از جا می پرم

بالاتر از تو نیست به خدا / غصه نخور، بخند باهام

ای مادر.... ای مادر.... / بی تو عزاست ای مادر

سلامتیت اولین سین هفت سینِ / صدات برای درد من تسکینه
مثل تو دیگه پیدا نمیشه / با تو من دور میشم از کینه

مادر.... نمیری تا بمیرم / عشقه که خوشحالیت رو ببینم

مادر.... تویی دار و ندارم / مادر.... تویی باغ بهارم

نباشی میخوام نباشه کل زمین / دلم میخواد باشی [و] غُر بزنی

دنیای من مادرمه / که عشقش به من همیشگیه
مقدّسه! روی چشمامه جاش / اگه کفر نباشه خدامه

مادر.... مادر قربون چشمات
مادر.... قربون موهات.... که سفیدن / به درک که حق پسرت رو بهش نمیدن

برا چی الکی هی حرص بخوری؟ / به خدا دیگه مثل تو نیست

مادر.... دردت توی قلبم / چرا به فکر منی تو هر لحظه؟
جوونی ات رو گذاشتی سر من / خودت پشتیبانمی مثل زردکوه

تا وقتی باشی، من هستم / واسه تو جونم رو من میدم

پناه دلم خسته ام خودتی / می میرم [اگه] ببینم کم بشی

بالاترین مقامی / تو خون توی رگ‌هام هستی

دنیای من مادرمه / که عشقش به من همیشگیه
مقدّسه! روی چشمامه جاش / اگه کفر نباشه خدامه

خوشحالی که باز دختره دیدت؟ / پرت کنی جلوش پیراهن بو عرقی‌ات رو
نه ماه هم خب به شکم کشید / وظیفشه رختخواب رو بذاره روت؟

به خاطر تو تا صبح نخوابید / صبح هم میره دنبال نون پختن

حالا وجداناً حقش اینه؟
جای این که بچش درکش کنه / بره به غریبی ترکش کنه

یا که الکی داد بزنه سرش (پرخاش کنه بهش) / بدبخت! جای اون دخترها به مادرت برس

پاشو ببینم خودت رو جمع کن / عسلویه پره پسره اندازه‌ی تو

قدر مادرت و پدرت رو بدون / قدر پدرت و مادرت رو بدون