ترجمه فارسي و متن تصنيف چي كناري سر ره از آقاي شمس آقاجري
چي كناري سر ره مندمه تهنا چه كُنم
شو و رو رهگذرون برد و كُچُك ايزنِنم
ايچو مردم ايزنن چو به درختا ثمري
ار نيوهي به خدا وا تَوَر امشو وننم؛ هاي گلم

تو بيو تا بِونُم سايَمه سر باف پلت
چي چويليه دم برفه دو بُرگاي خَلِت
گرمسير گرمه و ترسم بِنه افتو منه ريت
گلِ سهر و گلِ با وينه كنم پر بغلت؛ هاي گلم

مو كناري تك و تنهايُم و تو كوگ دري
ز دل زهم و زمندم تو فقط با خوري
نه گمونم بتري لونه بسازي بن مو
كه تو هم چي دل مو بي كسي و در وه دري؛ هاي گلم

ضربت چو و كُچك زيد پر و بال مونه كند
شيون باد چپي لونِ تونَه از لشك مو وند (هاي گلم)

مال كنون كند و تونه بُرد و مو مندُم سر وار
شو و رو ايزننم بَرد و كچك جور كنار
پِرك بالم ز تونه ار خشه حالُم ز تونه
مثل مو مندنه مندير تو كو گون بهار (هاي گلم)
مثل درخت كناري [بر] سر راه
مثل درخت كناري (درخت صدر) تنها مانده‌ام سر راه؛ چه كنم
شب و روز رهگذران سنگ (1) مي‌زنن من رو
اينجا مردم چوب مي‌زنن (آزار مي‌رسونن) به درختان پر ثمر
اگر نيايي به خدا با تبر، امشب قطعم مي‌كنن؛ اي گلم

تو بيا تا سايه‌ام را بذارم روي دسته‌ي گيسوهات
مثل «چويلـ»ـيه كه دم برفه (از برف زده بيرون)، دو ابروي كج تو
[منطقه‌ي] گرمسير، گرمه و مي‌ترسم آفتابش بزنه توي صورتت
آغوشت رو پر از گل سرخ و گل بابونه خواهم كرد؛ اي گلم

من درخت كناري تك و تنها هستم و تو مثل «كبك دري» هستي
از دل زخم و خسته‌ام فقط تو باخبري
گمان نكنم بتوني لانه بسازي در كنار من
[چون] كه تو هم مثل دل من بي كس و در به در هستي؛ اي گلم

ضربه‌ي چوب و سنگ، زد پر و بال من رو كند
وزش باد مخالف (2) لانه‌ي تو رو از شاخه‌ي من انداخت (جدا كرد)

كوچ مال (كوچ خانواده‌ها) شروع شد و تو رو برد و من تنها ماندم توي اين منزلگاه
شبانه روز سنگ مي‌زنن من رو مثل درخت كنار
پر و بالم از توئه! اگر حالم خوبه از توئه (به خاطر وجود توئه)
مثل من مانده‌اند منتظر تو، كبك‌هاي بهاري