ترجمه فارسي و متن تصنيف شوِ رو بيارم از آقاي شمس آقاجري
شوِ رو بيارم، آستاره اي شمارُم
مو اسير عشقم، فايده نداره كارُم

شو رو ايسوسُم، زمردم ايگروسُم، برس به دادم
غم چشم كالت، ياد پلا شلالت، داده به بادُم

شوِ رو اسيرم، نيره غمت ز ويرم، چاره ندارم
هني از تيا تو، خرمن طُرنه ها تو، خاطره دارُم

شوِ رو اينالم، بي تو خراوه حالم
غم ديري تو برد ايزنه به بالم

مال كنون چه ها كرد، مانِ زِ يك جدا كرد، زس گله دارُم
مو دلم كواوه، حال دلُم خراوه، چي بنه وارُم

مو دلم خزونه، بي تو غمم گرونه، بيو بهارم
مو زه پا نوستُم، شو سر رَت نشستُم، جور كنارم

غم دل چه ليشه، چه تهله، چه سخته
چه كنم كه دردم ز دل ني، ز بخته
شب و روز بيدارم
شب و روز بيدارم، ستاره[ها را] مي‌شمارم
من اسير عشقم، فايده نداره كارم (راه به جايي نمي‌برم)

شب و روز مي‌سوزم، از مردم مي‌گريزم، برس به دادم
غم چشم رنگي‌ات، خاطره‌ي موهاي بلندت، منو به باد داده (نابودم كرده)

شب و روز اسيرم، نميره غمت از يادم، چاره ندارم
هنوز از چشم‌هاي تو و انبوه موهات خاطره دارم

شب و روز مي‌نالم، بي تو خرابه حالم
غم دوري تو سنگ مي‌زنه به بالم

كوچ مال‌ها (كوچ خانواده‌ها) چه‌ها كرد! ما رو از همديگه جدا كرد، ازش گله دارم
من دلم كباب است، حالم دلم خراب است، مثل «بنه وار» هستم

دل من پاييزه، بدون تو غم من سنگينه، بيا [اي] بهارم
من از پا نيفتادم (نااميد نشدم)، [هر] شب سر راهت نشستم، مثل درخت كنار (صدر) هستم

غم دل چقدر زشته، چقدر تلخه، چقدر سخته
چه كنم كه درد من از دلم نيست، [بلكه] از بخت [بد] من است