ترجمه فارسي و متن ترانه كوگ تاراز از مسعود بختياري (زنده ياد بهمن علاءالدين)
كوگ تاراز آخي بگوين والا چينو نناله
مو دلم آخي كم طاقته والا نه چي هر ساله

كوگ تاراز آخي بگوين والا چينو نخونه
مو دلم آخي كم طاقته جلدي گره بهونه

ندونم سيچه چينو دلم وابام دي ساز نياره
شو و رو تا كي ايخو چينو سرم بازي دراره
خم برم برم ديه برم والا ايچو نواستم
زندگوني چينو سي مو دي والا فاده نداره

آسمون سي مو دنگ مدرار آخه چه زم ايجوري
آستاره بخت مونه ولا ديه بردي به كوري
آسمون هر دم سي مو ولا يه دنگ تازه داره
ندونم سيچه دي ز دلم آخي دس ني ورداره
كبك تاراز
كبك تاراز رو آخه بگين والله اينجور ناله نكنه
من دلم آخه كم طاقته والله مثل هر سال نيست

كبك تاراز رو آخه بگين والله اينجور نخونه
من دلم آخه كم طاقته زود مي‌گيره بهونه

نميدونم چرا اينطور دلم باهام ديگه آروم نمي‌گيره
شب و روز تا كي ميخواد اينطور سرم بازي در بياره
ميخوام برم برم؛ ديگه برم والله اينجا نمونم
زندگي اينطور ديگه برا من والله فايده نداره

آسمون برا من ادا در نيار آخه چي ازم عايدت ميشه؟
ستاره‌ي بخت من رو ديگه والله بردي به نابودي
آسمون هر دم برا من والله يه بازي تازه داره
نمي دونم چرا ديگه از دلم آخه دست بر نمي‌داره