ترجمه فارسي و متن شعر ديگه خوندن هم دي دل ايخوا از آقاي منوچهر زنگنه
ديگه خوندن هم دي دل ايخوا كه مو دل ندارم
ديگه شو و روز در وه درم دايم غم ببارم

ديگه خوندن هم دي دل ايخوا دلي شاد و نازك
نه دل مو كه همش غم وش ايكنه تك

ديگه تو دلت وه يه رضاي به اي درد ديري
ديگه مو برم به سردسير تو به گرمسيري

ديگه شو به صو، صو تا پسين دل خدا خدا كرد
ديگه عاقبت بريدنت كي سيمون دعا كرد

ديگه دا ريشمه كردي سفيد دلم هوايي
ديگه همش به تلاطمم تا يه روز بيايي

ديگه دا يار نو دي نيگرم دل نو ندارم
ديگه تو نپرس دليلشه زخمي روزگارم
برگردان فارسي
ديگه خوندن هم ديگه دل ميخواد كه من دل ندارم
ديگه شب و روز در به درم دائم غم ببارم

ديگه خوندن هم ديگه دل ميخواد دلي شاد و نازك
نه دل من كه همش غم ازش چكه مي كنه

ديگه تو دلت به اين راضي است به اين درد دوري
ديگه من برم به منطقه ي سردسير تو به منطقه ي گرمسيري

ديگه شب تا صبح، صبح تا عصر، دل خدا خدا كرد
ديگه عاقبت بريدنت (جدات كردن ازم) كي برامون دعا كرد

ديگه (مادر) ريشم رو كردي سفيد دلم هوايي
ديگه همش به تلاطم (جنب و جوش، بيقراري) هستم تا يه روز بيايي

ديگه (مادر) يار نو ديگه نمي گيرم دل نو ندارم
ديگه تو نپرس دليلش رو زخمي روزگارم