تیگ نوشت: درد و درمون
ترجمه فارسي و متن ترانه درد و درمون از آقاي كوروش اسدپور
درد و درمونه خدا تو خوت خو داديه
وصل و هجرونه خدا تو خوت خو داديه
داغ بهمنه به دل ايل نهاديه
چشمهاي ز خين منه دلا ره دادي
وا به بنگ ني غم دِلُمه بخونم
داغ آ بهمن تش نهاده دي به جونم
وا به بنگ ني غم دِلُمه بنالم
داغ آ بهمن تش نهاد به پرك و بالم
خم برم يه جا كه نشون غم نبوهه
آسمون غم بالاي سرم نبوهه
چَري وست ستين ايرمس
ز غمس ايل ايگريوس
كوگ تاراز دري بو
خو گرهدس و نه جُمِس
درد بي كسي خدايا درد بي كسي
تش نهاد به دل خدايا كي بم ارسي
تو كه خوت ادي به هر كي شودي و غمه
ز دلم بو وَر خدايا رنگ ماتمه
اي خدا به او خداييت
سيل بكن به زير پاييت
اي خدا ز غم برشتم
چه كنم به تيگنوشتم
وصل و هجرونه خدا تو خوت خو داديه
داغ بهمنه به دل ايل نهاديه
چشمهاي ز خين منه دلا ره دادي
وا به بنگ ني غم دِلُمه بخونم
داغ آ بهمن تش نهاده دي به جونم
وا به بنگ ني غم دِلُمه بنالم
داغ آ بهمن تش نهاد به پرك و بالم
خم برم يه جا كه نشون غم نبوهه
آسمون غم بالاي سرم نبوهه
چَري وست ستين ايرمس
ز غمس ايل ايگريوس
كوگ تاراز دري بو
خو گرهدس و نه جُمِس
درد بي كسي خدايا درد بي كسي
تش نهاد به دل خدايا كي بم ارسي
تو كه خوت ادي به هر كي شودي و غمه
ز دلم بو وَر خدايا رنگ ماتمه
اي خدا به او خداييت
سيل بكن به زير پاييت
اي خدا ز غم برشتم
چه كنم به تيگنوشتم
درد و درمان
درد و درمان رو خدايا تو خودت خب دادهاي
وصل و هجران رو خدايا تو خودت خب دادهاي
داغ بهمن (مسعود بختياري) رو به دل ايل گذاشتهاي
چشمهاي از خون توي دلها راه دادي
بايد با صداي ني، غم دلم رو بخونم
داغ آقا بهمن آتيش گذاشته ديگه به جونم
بايد با صداي ني، غم دلم رو بنالم
داغ آقا بهمن آتيش گذاشت به پر و بالم
ميخوام برم يه جايي كه اثري از غم نباشه
آسمون غم بالاي سرم نباشه
شيون و ناله به راه افتاد، ستون فرو ريخت
از غمش، ايل گريه كرد
كبك دري كوه تاراز بود
خواب گرفتش و تكون نخورد
درد بي كسي، خدايا درد بي كسي
آتيش گذاشت به دل، خدايا كي بهم (به دادم) مي رسي
تو كه خودت ميدي به هر كي شادي و غم رو
از دلم ببر خدايا رنگ ماتم رو
اي خدا [قسم] به اون خداييات
نگاه بكن به زير پات
اي خدا از غم سوختم (كباب شدم)
چه كنم به پيشونينوشتم؟
وصل و هجران رو خدايا تو خودت خب دادهاي
داغ بهمن (مسعود بختياري) رو به دل ايل گذاشتهاي
چشمهاي از خون توي دلها راه دادي
بايد با صداي ني، غم دلم رو بخونم
داغ آقا بهمن آتيش گذاشته ديگه به جونم
بايد با صداي ني، غم دلم رو بنالم
داغ آقا بهمن آتيش گذاشت به پر و بالم
ميخوام برم يه جايي كه اثري از غم نباشه
آسمون غم بالاي سرم نباشه
شيون و ناله به راه افتاد، ستون فرو ريخت
از غمش، ايل گريه كرد
كبك دري كوه تاراز بود
خواب گرفتش و تكون نخورد
درد بي كسي، خدايا درد بي كسي
آتيش گذاشت به دل، خدايا كي بهم (به دادم) مي رسي
تو كه خودت ميدي به هر كي شادي و غم رو
از دلم ببر خدايا رنگ ماتم رو
اي خدا [قسم] به اون خداييات
نگاه بكن به زير پات
اي خدا از غم سوختم (كباب شدم)
چه كنم به پيشونينوشتم؟
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 8:13 توسط مجتبی ملائکه
|