خالک طلا: داینی
ترجمه فارسي و متن ترانه دايني از آقاي علي تاجميري
متن اثر با گويش محلي به درخواست مالك اثر حذف شده است.
در صورت تهيهي اثر صوتي، ميتوانيد برگردان فارسي را در زير بخوانيد.
در صورت تهيهي اثر صوتي، ميتوانيد برگردان فارسي را در زير بخوانيد.
دايني
آخه دايني دايني نميتونم كه تو رو از يادم ببرم
وقتي كه به آب رودخونه نگاه ميكنم گيسوهاي تو يادم ميان
واي تنهايي باز تنهايي چه كنم من با غم يار
به اون خدا، كه گل با رفتنش ديگه روزم رو كرد مثل شب تار
آخه دايني قربون اون خالت؛ آتيش گذاشته به جونم چشماي رنگيت
كاشكي اين دلم مثل گوي (1) تو بود، گذاشته بود به گوشهي دستمالت (روسريات)
آخه دايني دايني بيا پيشم ديگه نكن بيشتر خون به دلم
ديدي كه چي شد بعد از خودت، خونه شد جاي من
آخه دايني دايني قربونت مي خوام كه بشم مهمونت
آخه دايني قربون همون خالت سوختم و برشته شدم از شيون تو
وقتي كه به آب رودخونه نگاه ميكنم گيسوهاي تو يادم ميان
واي تنهايي باز تنهايي چه كنم من با غم يار
به اون خدا، كه گل با رفتنش ديگه روزم رو كرد مثل شب تار
آخه دايني قربون اون خالت؛ آتيش گذاشته به جونم چشماي رنگيت
كاشكي اين دلم مثل گوي (1) تو بود، گذاشته بود به گوشهي دستمالت (روسريات)
آخه دايني دايني بيا پيشم ديگه نكن بيشتر خون به دلم
ديدي كه چي شد بعد از خودت، خونه شد جاي من
آخه دايني دايني قربونت مي خوام كه بشم مهمونت
آخه دايني قربون همون خالت سوختم و برشته شدم از شيون تو
+ نوشته شده در شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 6:56 توسط مجتبی ملائکه
|