خالک طلا: آواز غریو ولات
ترجمه فارسي و متن ترانه آواز غريو ولات از آقاي علي تاجميري
متن اثر با گويش محلي به درخواست مالك اثر حذف شده است.
در صورت تهيهي اثر صوتي، ميتوانيد برگردان فارسي را در زير بخوانيد.
در صورت تهيهي اثر صوتي، ميتوانيد برگردان فارسي را در زير بخوانيد.
آواز غريب ولايت (غريب شهر و ديار)
من غريب اين ديارم، كه ندارم راه به جايي
هر چي فرياد كمك مي زنم، [صداي من] نمي رسه به جايي
آسمون ابر مي گيره دنيا رو كرد تنگ
چنون كه هيچكس رو هيچكس صدا نمي كنه
آسمون ابر مي گيره دنيا رو كرد سرد
من چطور دل خوش كنم بين اين همه سنگ
روزگار چي ازم ميخواي كه خودم نمي دونم
بافته اي با نخ غم، تار و پود جونم رو
روزگار چي ازم ميخواي مگه خودم نمي دونم
مي زني كركيت (وسيله اي براي ضربه زدن موقع بافت قالي) غم به استخوانم
روزگار با گل سرخ مياد جلومون
همصحبت بديه، بويي ميذاره به جامون
اي دل باور نكن دنيا خوش باشه
چاله ي سرد ايل ما پر از آتيش باشه
دادم اي بيدادم اي، ديدي چيكار كردم
فكر چنين روزي رو به خودم نكردم
دادم اي بيدادم اي، موندم خودم تنها
مگه قيامت بنشوندمون كنار هم
هر چي فرياد كمك مي زنم، [صداي من] نمي رسه به جايي
آسمون ابر مي گيره دنيا رو كرد تنگ
چنون كه هيچكس رو هيچكس صدا نمي كنه
آسمون ابر مي گيره دنيا رو كرد سرد
من چطور دل خوش كنم بين اين همه سنگ
روزگار چي ازم ميخواي كه خودم نمي دونم
بافته اي با نخ غم، تار و پود جونم رو
روزگار چي ازم ميخواي مگه خودم نمي دونم
مي زني كركيت (وسيله اي براي ضربه زدن موقع بافت قالي) غم به استخوانم
روزگار با گل سرخ مياد جلومون
همصحبت بديه، بويي ميذاره به جامون
اي دل باور نكن دنيا خوش باشه
چاله ي سرد ايل ما پر از آتيش باشه
دادم اي بيدادم اي، ديدي چيكار كردم
فكر چنين روزي رو به خودم نكردم
دادم اي بيدادم اي، موندم خودم تنها
مگه قيامت بنشوندمون كنار هم
+ نوشته شده در شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 6:54 توسط مجتبی ملائکه
|