ترجمه فارسي و متن ترانه ابوالقاسم خان از آقاي علي تاجميري
متن اثر با گويش محلي به درخواست مالك اثر حذف شده است.

در صورت تهيه‌ي اثر صوتي، مي‌توانيد برگردان فارسي را در زير بخوانيد.
ابوالقاسم خان
خوش آمد آقا ابول (ابوالقاسم خان)، خدا ميدونه كه پيرهنش عزيزه (1)
تا صد سال لاشخور بخوره از جنازه‌ي نظامي‌ها (2)

مگه كم چيزي بود (مگه آسون بود؟)
خدا ميدونه كه جنگ برنو بود (يعني جنگ سختي بود)

نامه‌اي بنويسم به ستاره خانم
طلا بده، فشنگ بخر، دوباره جنگ در گرفت

نامه‌اي بنويسم به عظيمه خانم (3)
طلا بده، فشنگ بخر، سَمتِ ديمه (4) جنگ شد

هواپيماها به پرواز در ميان خدا ميدونه توي آسمون در هم تنيده شدن
خواهرهاي ابوالقاسم خان، موهاشونو بريدن (5)

ابتداي تنگه و داخل تنگه، تانك و زره‌پوش
خواهرهاي ابوالقاسم خان همه سياه پوشيدن

آقا رضي خان بابادي! دستم به شالت (6)
جنازه‌ي منو با خودت ببر، تفنگم هم بردي حلالت باشه

آقا رضي كتفم رو بگير خدا ميدونه [دارم] آواره ميشم
تفگ ده تير من رو با خودت ببر براي يادگاري