سينا سرلك: تيتراژ سريال خانهاي در تاريكي
ترجمه فارسي و متن ترانه تيتراژ سريال خانهاي در تاريكي از آقاي سينا سرلك
دستم من دسته دودر
شوه مه زيديم وه در
رهديم منه خرمن گل
تي يك نشينيم تا سحر
تي يك نشينيم تا سحر
ايشنيدن صداي خنده هامون
اره ديه تا دل دشمن صدامون
شوم شوه روزم شوه
كل لاشم سي گل توه
صوا كه مو رم سراغ گل
ز بخته بدم گلم خووه
بهار اوي وا گل گندم
مو تينا وا درد تو مندم
خدا دونه سي تو دل تنگه
مو دلم شيشه تو دلت سنگه
تنت مرمر برگلت خنجر
پللت ايگوي بند شو رنگه
پلت بنازم / نگار نازم
ز ويرت ره مه قرارمون
بيا تا جووني نرهده هني
به بانگ دلم همصدا بوئي
وفا نيكنه زندگي به كسي
ز يك سيچه ايخوي جدا بوئيم
چي مجنون سينه چاكم سيت
مثه ليلي تو؛ هلاكم سيت
اگر عهد دنيا تو خواستي مو بستم
اگر كوه قافه تو خواستي شكستم
قسم به هركي كه ايپرستي
قسم ايخورم دور هلاكم سيت
شوه مه زيديم وه در
رهديم منه خرمن گل
تي يك نشينيم تا سحر
تي يك نشينيم تا سحر
ايشنيدن صداي خنده هامون
اره ديه تا دل دشمن صدامون
شوم شوه روزم شوه
كل لاشم سي گل توه
صوا كه مو رم سراغ گل
ز بخته بدم گلم خووه
بهار اوي وا گل گندم
مو تينا وا درد تو مندم
خدا دونه سي تو دل تنگه
مو دلم شيشه تو دلت سنگه
تنت مرمر برگلت خنجر
پللت ايگوي بند شو رنگه
پلت بنازم / نگار نازم
ز ويرت ره مه قرارمون
بيا تا جووني نرهده هني
به بانگ دلم همصدا بوئي
وفا نيكنه زندگي به كسي
ز يك سيچه ايخوي جدا بوئيم
چي مجنون سينه چاكم سيت
مثه ليلي تو؛ هلاكم سيت
اگر عهد دنيا تو خواستي مو بستم
اگر كوه قافه تو خواستي شكستم
قسم به هركي كه ايپرستي
قسم ايخورم دور هلاكم سيت
خانه اي در تاريكي
دستم توي دست دختر
شب مهتاب زديم بيرون (رفتيم بيرون)
رفتيم توي دسته ي گل ها
كنار هم بشينيم تا صبح
كنار هم بشينيم تا صبح
صداي خنده هامون رو شنيدن
ديگه صدامون تا قلب دشمن ميره
شب من شبه؛ روز من شبه (گلايه از روزگار)
تمام بدنم براي گل (معشوق) تب داره
فردا كه من ميرم سراغ گل
از بخت بدم، گلم خوابه
بهار اومد با گل گندم
من تنها موندم با درد تو
خدا ميدونه دل براي تو تنگه
من دلم شيشه، تو دلت سنگه
تنت مرمر، ابروهات خنجر
گيسوهات انگار بند شب رنگه
گيسوت رو بنازم / نگار نازم
مگه قرارمون از يادت رفت؟
بيا تا هنوز جووني نرفته
به فرياد دلم همصدا بشي
زندگي به كسي وفا نميكنه
چرا ميخواي از هم جدا باشيم؟
مثل مجنون، سينه چاكم برات
تو مثل ليلي هستي، هلاكم برات
اگه عهد دنيا رو تو خواستي، من بستم
اگه كوه قاف رو تو خواستي، شكستم
قسم به هر كي كه ميپرستي
قسم ميخورم، دختر! هلاكم برات
شب مهتاب زديم بيرون (رفتيم بيرون)
رفتيم توي دسته ي گل ها
كنار هم بشينيم تا صبح
كنار هم بشينيم تا صبح
صداي خنده هامون رو شنيدن
ديگه صدامون تا قلب دشمن ميره
شب من شبه؛ روز من شبه (گلايه از روزگار)
تمام بدنم براي گل (معشوق) تب داره
فردا كه من ميرم سراغ گل
از بخت بدم، گلم خوابه
بهار اومد با گل گندم
من تنها موندم با درد تو
خدا ميدونه دل براي تو تنگه
من دلم شيشه، تو دلت سنگه
تنت مرمر، ابروهات خنجر
گيسوهات انگار بند شب رنگه
گيسوت رو بنازم / نگار نازم
مگه قرارمون از يادت رفت؟
بيا تا هنوز جووني نرفته
به فرياد دلم همصدا بشي
زندگي به كسي وفا نميكنه
چرا ميخواي از هم جدا باشيم؟
مثل مجنون، سينه چاكم برات
تو مثل ليلي هستي، هلاكم برات
اگه عهد دنيا رو تو خواستي، من بستم
اگه كوه قاف رو تو خواستي، شكستم
قسم به هر كي كه ميپرستي
قسم ميخورم، دختر! هلاكم برات
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۳ ساعت 15:12 توسط مجتبی ملائکه
|