متن ترانه های بختیاری + برگردان فارسی
BakhtiaryLyrics.Blogfa.com

هی جار: مینا بنوش


ترجمه فارسی و متن ترانه مینا بنوش از مسعود بختیاری (زنده یاد بهمن علاءالدین)


وای چه خوبه مال بار کنه یارت وابات بو
کومیتچال زین مخملی به زیر پات بو

چه خووه مال بار ونه به دشت شیمبار
دست گل منه دستم بو چی پار و پیرار

وای عزیزم مینا بنوش دسمال هف رنگ
چی تیات پیدا ندا به ایل چارلنگ

ویدم بی که بینمت دیدم نبیدت
خاطرم جا نگری کندم ز دینت

مو اویدم کد ره ری کردم آپشت
غم خم کم سیم نبی سهدیت مونه کشت

عاشقم دیوونه یم بیوین بکشینم
بوندیم کهد گل هیچ مگشینم


روسری بنفش

چه خوبه مال قصد کوچ بکنه یارت هم باهات باشه
چهارپا (اسب، قاطر) زین مخملی به زیر پات باشه

چه خوبه مال کوچ کنه به دشت «شیمبار» (نام منطقه ای)
دست گل، توی دستم باشه مثل پارسال و پریسال

عزیزم روسری بنفش، دستمال هفت رنگ
مثل چشمات پیدا نشد توی ایل چارلنگ

اومده بودم که ببینمت دیدم نبودت
خاطرم جا نگرفت (دلم طاقت نیاورد) رفتم به دنبالت

من اومدم کنار راه رو کردم پشت سرم (برگشتم)
غم خودم کم برام نبود، پیغام تو (1) منو کشت

عاشقم دیوونه ام بیاین بکشینم
ببندینم کنار گل (2) هیچ بازم نکنید (هیچ نگشایید من را)


پ.ن: از نظر نویسنده، برگردان فارسیش نقصی نداره ولی خوشحال میشیم نظر بدین.

(1) سهدی: به معنای سختی است که در زبان محلی همراه با سفارش می آید: «سختی سفارش» و معنی نصیحت یا تذکر یا پیغام دارد.

(2) «بوندینم کــَـهد گــُـل» هر دو معنی زیر را می رساند:

الف) ببندینم کنار گل (معشوق)

ب) گل، یه سنگ یا چوبی بوده که در زمان قدیم وسط مال میزدن بعد آدم عاشق و دیوانه رو بهش می بستن تا به راه بیاد.

با تشکر از دوستان در گروه بختیاری و علیرضای عزیز که در تکمیل این پست همکاری کرده اند.


+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم دی 1391ساعت 9:7  توسط مجتبی ملائکه  | 


هی جار: عبد ممد للری

ترجمه فارسی و متن ترانه عبد ممد للری از مسعود بختیاری (زنده یاد بهمن علاءالدین)


وای عبد ممد لَلَری، وای سیچه وای نمردی
وای چارشنبد اِی بیست و یکم، خوت گل ابردی

وای چارشنبد اِی بیست و یکم، وای خم گل ابردم
وای ار ایدونستم ایمیره، خم بجاس ایمردم

وای ز للر زیدومه به در، وای کـُتـُکان دوونم
وای لاش اسپید خدابس، ای تش نهاد به جونم

وای ز للر زیدومه به در، وای کتکا نیامه
وای لاش اسپید خدابس ای، کور کرد تیامه

وای زللر زیدومه به در، وای دستم پتیه
وای ایخوم برم هونه وای، گلم خجالتیه

پیشم کُه پشتم کمر، وای دورم تفنگچی
وای خدابس جون او بووت، تند پاته ورچی


عبدالمحمد للری (لَلَر یا کـُـتـُـک نام روستایی است)

عبدالمحمد للری برا چی نمردی؟ (از زبان خود عبدالمحمد وقتی که دید معشوقش کشته شده)
چهارشنبه بیست و یکم (طبق عقاید، روزی که شگون نداره) خودت گل (معشوق) رو بردی

چهارشنبه بیست و یکم خودم گل رو بردم
اگر میدونستم می میره خودم بجاش می مردم

از للر زدم بیرون، به سمت کتک می دوم
بدن (جسد) سفید «خدابس» (اسم معشوقش) آتیش گذاشت به جونم

از للر زدم بیرون، کتک جلومه (روبرومه)
بدن سفید «خدابس» کور کرد چشمام رو (با دیدن جسد معشوق، تشبیهاً چشماش کور شدن)

از للر زدم بیرون، دستم خالیه
میخوام برم خونه، گلم [وضعیتم با دست خالی] باعث خجالته

جلوم کوه، پشت سرم کوه، اطرافم تفنگچی
«خدابس» جون اون پدرت، زود پاتو ورچین (زود قدم بردار)


پ.ن: از نظر نویسنده، برگردان فارسیش نقصی نداره ولی خوشحال میشیم نظر بدین.


+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم دی 1391ساعت 9:6  توسط مجتبی ملائکه  | 


هی جار: دیمه

 

ترجمه فارسی و متن ترانه دیمه از مسعود بختیاری (زنده یاد بهمن علاءالدین)

 

مو تیام تَش ایزنن سي ديدن تو
زنده مندم به خدا با بيدن تو
چه خووه بيوي ز ره وابا سفيده
بزنه افتو وابا رسيدن تو

وُي ديمه وُي ديمه
ايخوم دُنگل يكيمه

نه ترم بَنگت كنم نه خوت ايايي
حالا باور ايكنم كه بي بفايي
آخه تا كي چينو وا تهنا بمهنيم
ندونم چه ديديه ز اي جدايي

وُي ديمه وُي ديمه
ايخوم دُنگل يكيمه

چن ترم بنگت كنم خوت دي وري بيو
آخه تا كي دير ز يك چي مَه و اَفتو
چه خووه اوويدنت اير بيايي
تشمالون كار ايكنن هَف رو و هَف شُو

 

دیمَه (نام چشمه و نیز منطقه ای)

من چشمام آتیش میزنن (می سوزن) برای دیدن تو
زنده موندم به خدا با بودن تو
چه خوبه بیای از راه با سپیده ی سحر
بزنه آفتاب با رسیدن تو

وای دیمه، وای دیمه
میخوام «دونه ی گل» بی همتایم (یکی یه دونه ام) رو

نه میتونم صدات کنم، نه خودت میای
حالا باور می کنم که بی وفایی
آخه تا کی باید اینطور تنها بمونیم
نمی دونم چی دیدی از این جدایی

وای دیمه، وای دیمه
میخوام «دونه ی گل» بی همتایم رو

چقدر می تونم صدات کنم؟ خودت دیگه پاشو بیا
آخه تا کی دور از همدیگه مثل ماه و خورشید (نماد دوری چون یکی روز میاد یکی شب)
چه خوبه اومدنت اگه بیای
تــُشمال ها (نوازندگان ساز و دُهُل) کار می کنن هفت روز و هفت شب (به رسم عروسی بختیاری ها)

 

پ.ن: از نظر نویسنده، برگردان فارسیش نقصی نداره ولی خوشحال میشیم نظر بدین.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم دی 1391ساعت 8:54  توسط مجتبی ملائکه  | 


هی جار: خروس خون


ترجمه فارسی و متن ترانه خروس خون از مسعود بختیاری (زنده یاد بهمن علاءالدین)


وای دوش پسین مینه گردنه های ولا عفتو ولم کرد
وای شوق دیدار گلم وای ولا خین به دلم کرد

وای بلال بلالم بلال بلالم ددر خالک به نفتت
های تش به جونم ای ونی گلم با گفت و لفتت

وای شو مه و بال رو وای ولا چه دلپسنده
وای مو که یارم ایچو نی وای دیه دل سیم نمنده

وای چه خووه شو مهی پا تش تنگی
وای تا خروس خون گپ زنی وا همدرنگی

وای چه خووه شو مهی پا تش چاله
وای سیر بخونی سی گلت بلال بلاله


خروس خوان

دیروز عصر توی گردنه (راه باریک) آفتاب گم ام کرد
شوق دیدار گلم، خون به دلم کرد

بلال بلالم، دختر خالک (پولک تزئینی دماغ) به بینی ات
آتیش به جونم میذاری گلم، با صحبت کردنت

شب مهتاب و کنار رودخونه چه دلپسنده
من که یارم اینجا نیست دیگه دل برام نمونده

چه خوبه شب مهتابی پای آتیش
تا خروس خون (سحر) گپ بزنی با یک همصحبتی

چه خوبه شب مهتابی پای آتیش
سیر بخونی برای گلت، آواز بلال بلال رو


پ.ن: از نظر نویسنده، برگردان فارسیش نقصی نداره ولی خوشحال میشیم نظر بدین.


+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم دی 1391ساعت 8:53  توسط مجتبی ملائکه  | 


هی جار: تی به ره

ترجمه فارسی و متن ترانه تی به ره از مسعود بختیاری (زنده یاد بهمن علاءالدین)


مو هنیزه مندیرم مَر ایبو بی تو مندن
تی به رَهِت ایمهنُم چی که سختِ دل کَندن

شَوق دیدارت هر دم تش اینه منه جونم
سی تو چینو ایسوسم سی تو چینو ایخونُم

بهارم زرده ز جون سیرم
خوت ایدونی بی تو دلگیرم
مَندُمِ خومِ تک
داغ دیری زِ یک
کِرده دی پیرم

تا تش اینی به جونم
سی تو چینو ایخونم

چشم به راه

من هنوز منتظرم، مگه میشه بی تو موندن
چشم به راهت می مونم چنون که سخته دل کندن

شوق دیدارت هر لحظه آتیش میذاره توی جونم
برای تو اینطور می سوزم، برای تو اینطور می خونم

بهارم زرد است، از جون سیرم
خودت می دونی بی تو دلگیرم
موندم خودم تنها
داغ دوری از همدیگه
کرده دیگه پیرم

تا وقتی آتیش میذاری به جونم
برای تو اینطور می خونم


پ.ن: از نظر نویسنده، برگردان فارسیش نقصی نداره ولی خوشحال میشیم نظر بدین.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم دی 1391ساعت 8:52  توسط مجتبی ملائکه  | 


هی جار: بلال بلال


ترجمه فارسی و متن ترانه بلال بلال از مسعود بختیاری (زنده یاد بهمن علاءالدین)


چه خوبه ولا مال بار ونه ولا به خدا پا چشم کوهرنگ
تا بیان ولا یک بگرن ولا به خدا چارلنگ و هف لنگ

بلال بلال های بلال بلال های گلم تن پاته وردار
تا بخونم مو سی گلم های ولا بلال و یار یار

تشمالون ولا کار ایکنن ولا به خدا ای مال و او مال
تش نها ولا گوشه دلم ولا به خدا دنگل تیکال

بلال بلال های بلال بلال های گلم نوفتت کوچیره
به کمندت وو پللت، های ولا دلم اسیره

چه خوبه مال بار ونه های ولا بال او سور
دست گل مینه دستم بو های ولا چشم حسید کور

بلال بلال های بلال بلال های گلم لو برگی بیدی
اوویم بی که بینمت های گلم دیدم نبیدی


بلال بلال (معنی واحدی برای اصطلاح بلال نیست! جستجو کنید)

چه خوبه مال، بساطش رو بذاره پای چشمه ی کوهرنگ
تا بیان دور هم جمع بشن اقوام چارلنگ و هفت لنگ

بلال بلال، گلم زود پاتو بردار (قدم بردار)
تا بخونم من برا گلم والله آواز بلال و آواز یار یار

تـُشمال ها کار می کنن (می نوازند) توی این مال و اون مال
آتیش گذاشت والله گوشه ی دلم، والله به خدا «دونه ی گل» «چشم رنگی»

بلال بلال، گلم بینی ات کوچیکه
به کمند گیسوهات، دلم اسیره

چه خوبه مال، بساطش رو بذاره کنار «او سور» (نام رودخانه ای)
دست گل، توی دستم باشه، چشم حسود کور

بلال بلال، گلم، لب هات مثل برگ درخت بید است
اومدم که ببینمت، ای گلم دیدم نبودی


پ.ن: از نظر نویسنده، برگردان فارسیش نقصی نداره ولی خوشحال میشیم نظر بدین.

با سپاس از «مجید» و «مصطفی هداوند» عزیز که در اصلاح این پست همکاری کرده اند.


+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم دی 1391ساعت 8:51  توسط مجتبی ملائکه  | 


هی جار: آواز بختیار

 

ترجمه فارسی و متن ترانه آواز بختیار از مسعود بختیاری (زنده یاد بهمن علاءالدین)

 

دا بیو بالا سرم بيني جمالم
تش ونده گوشه دلم، نمَنده حالم

ندونم جنگ شيمبار كي نهاده
بختيار آشفته رَهد كَدِ گشاده

نَدونُم جنگ شيمبار سي چه وَسته
بختيار آشفته رَهد كَدِ نبسته

گاميشونِ بار كُنين ای مردم برنج و گِندي
برينسون ای شيمبار خراو سي خرج اُردي

گاميشونِ بار كُنين ای مردم برنج و گندم
برينسون ای شيمبار خراو سي خرج مردم

 

آواز بختیار

مادر بیا بالا سرم ببینی صورتم رو
آتیش گذاشته گوشه ی دلم، نمونده حالم

نمیدونم جنگ شیمبار رو کی گذاشته
بختیار (نام شخصیتی) آشفته رفت کمر نبسته

نمیدونم جنگ شیمبار برای چی [اتفاق] افتاده
بختیار آشفته رفت کمر گشاده

گاومیش ها رو بار کنید ای مردم، برنج و عدس
ببرینشون شیمبار خراب (1) برای خرج اردو[ی نظامی]

گاومیش ها رو بار کنید ای مردم، برنج و گندم
ببرینشون شیمبار خراب (1) (اینجا معنیش چیه؟) برای خرج مردم

 

(1) وقتی یه جایی جنگ میشه اصطلاحا به اونجا میگن خراب. یعنی اوضاع خرابی داره همه چیز آشفته ست. میتونه شیمبار خراب شده هم معنی بده (بخاطر نحسی شیمبار که جنگ اونجا داره ادامه پیدا میکنه).

با تشکر از «احساس ایل» «علیرضا»ی عزیز که در اصلاح این پست همکاری کرده اند.

پ.ن: از نظر نویسنده، برگردان فارسیش نقصی نداره ولی خوشحال میشیم نظر بدین.

 

با تشکر از «علیرضا»ی عزیز، که این شعر را به فارسی برگردانده اند و«مریم» و «مهدی» عزیز که در تکمیل این پست همکاری کرده اند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم دی 1391ساعت 8:25  توسط مجتبی ملائکه  |